تبليغاتX
آرمان
آیا رابطه جنسی یک نوع سوء استفاده از طرف مقابل است ؟
این سوال رو در خبرگزاری آفتاب دیدم و چنین جواب دادم

سلام
رابطه جنسی آزاد که در غرب و افکار غربی مبتنی بر اندیشه های لیبرالیستی و آزادی انگاری ( که در کشور ما بخصوص جوانان تاثیر بسزایی داشته ) این ایده را در این باب مطرح می کند که با توجه به مساوات و برابری بین زن و مرد و قدرت انتخاب رابطه جنسی را نمی توان سو استفاده نامید. زیرا بر اساس میل و اختیار است و توجه داشته باشیم که در همین جامعه غربی زندگی هایی بدون انعقاد ازدواج وجود دارد و خانواده هایی هستند که سالهای با هم زندگی می کنند و بچه دار هم می شوند  ولی عقدی جاری نکردند و البته ایرادی به آن ها نیست چراکه اندیشه هایی که مبتنی بر آن حرکت می کنند الهی نیست و این نگرش به خاطر اینکه از پایه مشکل دارد تا ثریا هم این مشکلات را البته از نظر ما خواهد داشت.از نظر آن ها نیاز به تحقیق دارد.
و اما چرا ما عنوان سو استفاده را می بریم به نظر من :
۱. به دلیل اینکه برابری وجود ندارد و بازگشتی بخصوص برای دختر نیست همانطور که دوستمان فرمودند
۲. دوم اینکه ما قایل به این هستیم که احساسات دختران به شدت تحت تاثیر است و برقراری رابطه جنسی در بسیاری موارد بخصوص در چند بار اول از همین امر ناشی می شود قدرت احساسات دختران در اکثر موارد مانع از عاقبت اندیشی و چاره جویی اوست و بنابر این پسران یا مردانی که با دختران و زنان ارتباط نامشروع دارند در اکثر موارد دختر یا زن مغبون اشاره به این داشته که وعده ازدواج به من داده و مرا گول!زده است و قبول این گفته از سوی افکار عمومی ما نشان از همین موضوع دارد که مردم پذیرفتند ارتباط بین دختران و پسران و زنان و مردان در وهله اول ناشی از سو استفاده مرد می شود زیرا که:

  1.  آنکس که پس از این رابطه از سوی خانواده دوستان و ... طرد می شود و امکان و سرپناهی ندارد دختر و زن است نه پسر یا مرد بنابر این رابطه نامشروع در وهله اول سو استفاده تلقی می شود
  2. در صورتی که جامعه دینی ما برای برقراری رابطه جنسی راهکارهایی را در نظر دارد مثل ازدواج و صیغه ضرورتی برای این کار غیر قانونی وجود ندارد( البته من به مشکلاتی که در باب ازدواج و صیغه است یا نه نمی پردازم که هر کدوم توجیحاتی دارد.
    ۳. به قول حقوقی ها هر اصلی یک استثنا دارد حال در این زمینه نیز استثنائاتی وجود دارد که
    ۱. دختر یا زن به دلایل مالی یا احساسی عشقی برای مردان مشکل ساز می شوند که این امر امروزه در حال رواج است
    ۲. این رابطه با قریب به یقین ازدواج صورت می پذیرد

ولی باز در این صورت هم افکار عمومی از عمل دختر یا زن بر روی مرد عنوان سو استفاده را نمی آورد زیرا که قبول کرده است که مرد تواناتر از این است که به مشکلات زن دچار شود و یا گول وعده ها را بخورد و یا ..
در هر صورت هر اصلی یک استثنا ئی دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 8:0  توسط آرمان  | 

بی حال از کار روزانه جلوی تلوزیون دراز کشیدم و شبکه رو چرخوندم تا به شبکه ٥ رسیدم دیدم شب شیشه ایه و یکی دیگه مجریشه. یکی هم داره با صدای بلند و منتقدانه با تلفن صحبت می کنه که توجهم رو به خودش جلب کرد.

از قرار معلوم بحث پیرامون سریال شهریار بود.

اون فردی که صحبت می کرد و اول فکر کردم خود تبریزیه و یا شاید یکی از دستندرکاران سریاله مثل تهیه کننده. بعد که اسم آقای رشیدپور رو دیدم تعجبم بیشتر شد.

اوه اوه اوه چه صحبت های بی پایه و بعضا بی اساسی؟ چه تن صدای منتقدانه و حق به جانبه ای؟ و چه دفاع بیهوده و یکجانبه ای؟ خونوادمون همگی از صحبتهای ایشون ناراحت شدن و شبکه رو عوض کردم

جناب آقای رشیدپور که بعضا می گفتن منتقده و انتقادشو از بعضیا می دیدیم که برام خوب می نمود این دفعه یکجانبه چه با کمک لفاظی کوشش میکرد تا این سریال رو خوب و منتقدانشو نا انصاف جلوه بده. منتظر بودم سوال اس ام اسیشون رو ببینیم که از قرار معلوم می دونستن چقدر منتقد داره برای همین هم کلمه بد رو اضافه نکرده بودن؟؟؟!!!!

رشیدپور گفت کسایی که انتقاد می کنن خودشون مشکل دارن؟

یعنی چی؟

جناب آقای رشید پور ما و امثال ما که انتقاد می کنند مشکل ندارن اون شمایی مشکل داری که انتقاد بی جا و یکطرفه ای می کنی باید همیشه یه حقی را هم به گردن منتقدین بذاری

من کمال تبریزی رو دوست دارم کارگردانای زیادی رو نمی شناسم و با سینما و فیلم هم کمی بیگانه ام ولی ایشان را می شناسم به خاطر کارهای بسیار سازنده خوب و مورد قبول جامعه و از ایشان متشکرم که در میان این همه کارگردان و سریال و سینما به خوبی فیلم ها و سریال هایی ساخته که در خور توجه قرار گرفته.

ولی با این همه که اطلاع تخصصی ندارم اینو حالیمه که در مقایسه بین دو سریال تاریخی معاصر بین دکتر قریب و شهریار نمره عالی به اولی و نمره ۱۰ به دومی می دهم /

آقای تبریزی باید اعتراف کند که از عهده کار بر نیامده و بعد از اعتراف و نه انتقاد به عالم و آدم بگوید که دیگر اینچنین سریالی را نمی سازم.به اینکه به گونه ای بگوبد که انگار دیگران مشکل دارن؟

آقای رشیدپور  میان اینهمه انتقاد های بزرگ رفتی به انتقادی چسبیدی که مثلا گفتن چرا اسم کوچه رو عوضی نوشتی!!!ا با اینکه زنش به او شهریار می گفته چرا تو اینجا محمد گفته!!!!نصاف کن  تبریزی برای کجا فیلم ساخته اگر اگر برای مذهبی ها فیلم ساخته نباید به حافظ بودنش می پرداخت و یا شهریار ٦ سال تهجد و سلوک داشت نباید در سریال آورده شود.ب و حتما سلاخت فیلم برای مردم ماست نباید به خانواده شهریار هم می پرداخت اگر با این سریال شهریار را بشناسیم که او را بی توجه به خانواده و مهر پدری شناختیم؟

و خیلی انتقادهای دیگر که نیازی به گفتنش نیست. آخر اینکه آیا با این همه هزینه هایی که می شود پروژه ای دیگر برای شهریار ساخته خواهد شد؟که اشتباه ها جبران شود؟مسلما نه پس دکتر قریب نقطه صفر تاحدودی و شهریار باید عالی ساخته می شدند چون دیگر ساخته شدنی نیستند.

ما متاسفانه اعتراف به اشتباهمون نمی کنیم و از روی لجبازی مردم رو مورد هجوم قرار می دهیم !!

حتما اگر تبریزی می گفت که من خطا زیاد داشتم و مرا از بابت نادیده ها ببخشید مردم ما از روی رافت به اون فیلمها و سریالهایی که ساخته می  بخشیدنش البته اون بسیاراییﱠ که در این باره نظر انتقادی دارن

من که خیلی دلم می خواست در مورد سریال شهریار بنویسم ننوشتم  چون خیلیا نوشته بودن و منم موافق بودم ولی اینبار دیدم خبری نیست گفتم که  نمی شه که ننوشت و بی خیال گذشت

مجری تازه وارد به زور انتقاد امثال ما که به قول رشیدپور مشکل داریم انتقاد کند ولی ترسید ولی آذری نبود ولی تعصب نداشت ولی اینکاره نبود

و اینبار مثلثی برای شیشه ای بودن این برنامه نیافتم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:42  توسط آرمان  | 

داشت تولدم یادم می رفتا!!

پس جمع شید و این روز مبارک رو به من تبریک بگید قول می دم منم تولد شما بیام

تولد تولد تولدت مبارک یک سال بزرگتر شدی ....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:18  توسط آرمان  | 

جناب آقای کروبی

سلام

وقتی که مطلبی با عنوان: اعتماد ملی حسین شریعتمداری را با خاک یکسان کرد؟ را می خواندم دیگر طاقت نیاورده  و من باب وظیفه این مطالب را که خیلی وقت بود می خواستم بگویم را حضورتان نوشتم:

 

اولا عرض کنم که من طرفدار هیچ حزب و گروهی نیستم و این رو از نوشته هام در وبلاگ www.arman59.blogfa.com  می توانید مشاهده کنید.

خیلی عذر می خواهم اینقدر فرومایه می نویسید که من را طاقت این را نگفتن نیست:

دوزار یا دوشاهی اینگونه نوشته هاتون نمی ارزه

یک بار من ندیدم که به شکست خود اعتراف کنید.

 نه در این مقاله و نه در جای دیگه…

 یادم می آد یکی از دوستان کری می خوند که اگه با هم در بیفتیم چه و چه می کنم وقتی که با هم کشتی گرفتیم خیلی تقلا کرد وقتی خورد زمین و قشنگ خاک شد و چشممون به هم افتاد با کمال پررویی گفت: حالا چی می گی؟!!

رو رو برم این حزب و روزنامشون رو؟مدتی است که در محلی کار می کنم که روزنامه های این طرفی (شما و امثال شمارو) می خوانم متعجبم که این همه شکست در انتخابات یک بار باعث نشده که قبول کنند و به رای و خواست مردم احترام بزارن بعضی وقتا هم از حد می گزرونند و از باب فشاری که بهشون غالب اومده به مردم توهین می کنن؟؟ بعد عذی می خوان!! اول کری میخونن که مرددم به ما رای می دهند و چنین و چنان بعد هم که شکست می خورن با کمال پر رویی می گن حالا چی می گی؟؟!!

می خواستم بیشتر بنویسم ولی فرصت مجال نمی دهد.

***********************

دوستان لطف کنن ببینند که در این جا نوشته مرا می  گذارند یا نه *

http://www.shabnameha.net/spip.php?article344#forum95

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:10  توسط آرمان  | 

 ماجراي حبس يک دختر اتريشي در زير زمين خانه پدري به مدت 24 سال و 7 بار بچه‌دار شدن پدر از او، با بازتاب گسترده‌اي که در جهان داشت، باعث شوکه شدن افكار عمومي شده است.


به گزارش خبرنگار «تابناک»، اين جنايت در خانه وحشت در كشوري انجام مي‌شود كه بسياري از دخالتها در امور داخلي كشورهاي ديگر در قالب توصيه به رعايت حقوق انسانها از آن انجام مي‌شود.
 
روز يکشنبه خبرگزاري‌ها خبري را منتشر کردند که در ابتدا مردم اتريش و سپس مردم جهان را شوکه کرد: پدري در اتريش به اتهام 24 سال حبس دخترش در سلولي زير زميني در زير محل زندگيش و 7 بار بچه‌دار شدن از او، بازداشت شده و دختر به همراه 3 بچه که تمامي عمر خود را در اين سلول گذرانده بودند، سرانجام رهايي يافتند.

اليزابت در سال 1984 و زماني که 18 ساله بود، توسط پدر به اين سلول منتقل شده و مرتباً مورد آزاد جنسي پدر قرار مي‌گيرد. جوزف به همه اقوام و دوستان و حتي همسرش مي‌گويد که دخترشان وارد فرقه مذهبي جديدي شده و خانواده را ترک کرده است.

يهودي بودن فريتزل البته نمي‌تواند منشا زير سوال بردن آيين يهود و ديگر پيروان آن باشد، اما پرسش اينجاست که اگر عامل چنين جنايتي مسلمان بود، رسانه‌هاي دنيا که همواره ادعاي بيطرفي دارند، با موضوع چگونه برخورد مي‌کردند؟http://www.tabnak.ir/pages/?cid=9933

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خبر فوق نه به اتریش و اروپا بلکه برای جهان شوک آور بود هنز تحقیقات تکمیل نشده و یا مصاحبه ای با دختر مورد تعرض صورت نگرفته  و تحلیل های فراوانی دیده می شود که یکی از نظرات توجه من را جلب کرد بخوانید:

پلیس (ان هم پلیس سمج اروپا) چگونه به اتکا به نامه کذایی قضیه را پی گیری نکرد؟چرا در صدد یافتن و تحقیقی از فرقه موهوم بر نیامد؟چگونه زیر زمین خانه ای 24 سال توسط دیگر اعضای خانواده باز نمی شود؟ایا رفت و امد های این مرد به زیر زمین باعث شک و تردید دیگر اعضا خانواده نشد؟مواد غذایی و امکانات پزشکی چگونه به این افراد می رسید؟ایا طی این مدت طولانی نمی شد که هیچ واکنشی نشان داد تا افراد بیرون از زیر زمین توجه شان جلب شود؟این زن چگونه در ان پستو 7 زایمان انجام داد و بسیاری از سوالات دیگر.
به هر تقدیر این خبر اگر درست باشد برای اروپای مدعی تمدن و رعایت حقوق انسانی ننگی است که به آسانی پاک نمی شود وبرای همه انسانها_ بدون هیچ استثنایی _یک علامت هشدار و زنگ خطر است که به کجا میرویم؟؟؟؟؟
در ضمن دوستان این قدر اعمال ننگین و پست بشری را به حیوانات نسبت ندهند که هیچ حیوانی این قدر بی رحم نیست این اعمال را تنها باید با رفتار های ادمها مقایسه کرد,رفتار ادم با ادم(متاسفانه این حقیقت است)
کوروش از لاهیجان

و

این ماجرا خارج از حیوانی بودنش همه جایش شک اور است که چگونه مادر و بقیه اعضای خانواده الیزابت در همان خانه زندگی میکردند و هیچ وقت طی 24 سال سری به زیر زمین خانه نزدند. و یا اینکه چگونه 3 نفر یک دختر 19 ساله و یک پسر 17 ساله با مادرشان زورشان به یک پیرمرد 73 ساله نمیرسد که فرار کنند. اصلا چگونه این دختر 7 زایمان داشته و کسی بویی نبرده است؟!!

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

آری سوالات و شبهات فوق این را نشانه رفته است که گویا این امر نه توسط فردی بلکه توسط افرادی صورت گرفته که احتمالا موجوداتی عجیب باید بوده باشند اگه در این مدت این کار را متوجه نشده باشند. بله برداشت من این است که این یک کار گروهی است؟! البته متاسفم ولی هرچه سوال را می خواهم جواب دهم به اینجا می رسم که این کار غیر ممکن است الا با همکاری اهل خانه و از همه این مهمتر من را مطمئن می کند که او به دیگران گفته که او به دین دیگری درامده؟؟؟و رفته.

جوزف به همه اقوام و دوستان و حتي همسرش مي‌گويد که دخترشان وارد فرقه مذهبي جديدي شده و خانواده را ترک کرده است.

این برای توجیه قضیه کافی است بهترین توجیه یهودیان در مورد از بین بردن یا سخیف و پست کردن فرد

اگر در مورد این دین مطالعه ای ندارید حتما توجه شما را جلب می کنم به برداشت های سخیفانه آنها از دین

دینی خود را فرزند خدا و دیگران را حیوان می داند؟

دینی که کشتن دیگران برایش هیچ است درست ماجرای  جنگ لبنان که دیدید خاخامشان ترغیب به کشتن کودکان و سالخوردگان می کرد ؟

دینی که این همه جنایت می کند و توجیه شرعی می آورد موردی که در فلسطین می بینیم

دینی که تجاوز به دیگران را توجیه می کند؟

این دین همانی که غیر خود را حیوان می داند به راحتی می توان قبول کند که فردی را که به دین دیگری گرایش یافته را در پست ترین حالت نگاه دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

البته من  کلیمیان را که برداشتی معتدلانه از دین دارند را از این دین جدا می دانم.

البته این سانسور تا ابد ادامه خواهد داشت و هیچ کس نخواهد فهمید که واقع امر چه بوده و این سوالات هم روزی به فراموشی سپرده می شود چون صهیونیسم جهانی نمی خواهد.

وای اگر این فرد مسلمان بود چه می شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!جهان رسانه در دست صهیونیسم علیه اسلام چه می کرد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:48  توسط آرمان  | 

دیروز دوستانم از شهرستان های متفاوت و با سلایق متفاوت برام این یامک ور فرستادن که:

سایت گوگل  در نسخه جدید برنامه google earth از نام مجعول خلیج عربی به جای خلیج همیشگی فارس استفاده کرده برای اعتراض به این اقدام در سایت ذیل امکان امضای طومار  فراهم آمده است در صورت تمایل مراجعه وامضا نمایید:

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html

می گن با یک میلیون امضا نام رو عوض می کنن

كافي است پس وارد شدن به پيوند بالا و بعد از درج نام و ايميل روي گزينه
 Preview Your Signature

کلیک نمایید.

 

پی نوشت:

مشخصه که چرا هی این نام رو عوض می کنن؟شاید مراجعه کننده ندارن؟ شاید کار علمی  تحقیقاتی می کننشاید اشتباهی عوضی شده شایدم !!!ولش کن بابا برو امضا کن وگرنه این نامم از ما می گیرنا؟

با امضای رسید به شماره159547

با امضای ۲ دقیقه بعدیم رسید به15973۹

با امضای ۲ دقیقه بعدش شد159879

بارک الله به به وطن دوستی که حب الوطن من الایمان

چند تا ایمیل دیگه دارم که به نیابت از سایر دوستانم وارد می کنم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 8:1  توسط آرمان  | 

هر وقتی که با پدرم صحبت می کنم و از وضعیت بیماریش شکایت می کنه و همش به ضعف های بدنش اشاره می کنه  و می ناله می گم آقاجون برو خدا رو شکر کن! همینم که تو داری خیلیا ندارن! دکترش میگه حاجی این نیمه اگه ناقص کار میکنه نیمه دیگه بدنت که خوبه پس تلاش بکن تا مابقیشو هم فعال کنی ولی اون میگه که اگه دستم یه کمی راه بیافته اونوقت...

میگم آخه تو به جز این دست یه دست و پای سالم و یه پای نیمه سالم که داری پس را برو فعالیت کن تاا ان شا؟ءالله مابقیشم درست میشه؟

هرچی میگم پدرم بدتر از این وضعیتم که تو با اون سکته داشتی رو دیدم بیا و اینقدر شکوه نکن بازم که می تونی نفس بکشی و نمازی و روزه ای بگیری خدارو شکر کن.

قبول می کنه ولی تا سر بحثش باز میشه بازم از این وضعیت میناله؟!

خیلیا هستن که تو زندگی شون فقط می خوان نیمه خالی لیوان و ناتوانایی خودشون رو ببینن؟چرا

وقتی میشه که خوشحال بود چرا باید ناراحتی به خودمون راه بدیم

چرا وقتی که می تونیم به زندگی خوب نگاه کنیم و پاکی ها و نعمات و خوبی ها رو ببینیم یه طرف دیگه ماجرا رو می بینیم؟؟

من جز اون آدمایی هستم که به مشکلات زندگی هم از اون نیمه پر لیوان که موهبت خداست نگاه می کننن شاید مشکلاتم به راه حل ها و راهکارهام بچربه و منو ناچار کنه ولی بازم دوست دارم که با امید طی مسیر کنم

ای بابا درست میشه غصشو نخور؟

همه مشکلات یه روزی حل میشه می ره پی کارش و تو می مونیو یه دنیا خاطره

در قرآن آمده که بعد هر سختی راحتی است همون ضرب المثل ما که بعد سر بالایی شراشیبیه خدا هم می خواد بگه که بابا امید داشته باش خودتو نکش؟!

یه حدیثی از امیرالمومنین خوندم که می گفت اگه مصائب . مشکلات رو بزرگ ببینی خدا مصائب و مشکلات بزرگتری قسمتت می کنه پس بیائیم همه مشکلاتمون رو با امید به اینکه حل میشه چه در زمان نزدیک چه دور کوچیک و ناچیز ببینیم عوصش بزرگی خدا رو با امید مد نظمون داشته باشیم.

تشنه ای !! خوب این نیمه پر رو بخور تشنگی تو تا حدودی رفع کن تا ببینیم بعد چی میشه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 13:13  توسط آرمان  | 

جای تعجب نداره که فضای انتخاباتی اینقدر بی رنگ و سرده اگه محدودیت(یا بهتر بگیم ممنوعیت) تبلیغات رو به نداری نمایندگان و فضای دم عید و خرید شب عید مردم و نداری و کم داری مردم و که این روزها تو اوجه رو با نمایندگان تکراری و شیوه بد و فرصت اندک تبلیغات و عدم آشنایی مردم رو کنار هم بزاری دیگه تعجب نمی کنی که چرا فضای انتخابات این قده سرده و اصلا یخه؟!!!(حالا بگذریم از برخی کاندیداها و تبلیغات کذایی و مثل گداها چسبیدن به ائمه اطهار (ع) و اینجور مسائل!!!!!!!!!!! بابا آقای دکتر و مهندس تو خودتو سالهاست معرفی کردی چرا از اعتقادات مردم سو استفاده می کنی؟

حالا تلوزیون هم چند تا بازیگر کنار هم بزاره و تو اخباراش روشنفکر بازی در بیاره و تو سایت ها و کنار وبلاگ های ما و از طریق اس ام اس ها هم تبلیغات صورت بگیره بازم بگم نه تنها فایده نداره بلکه آب در هاون کوبیدنه.جواب معکوسم می ده

من یقین دارم که تنها راه چاره برای گرم کردن تنور انتخابات بوش وایالات متحده آمریکاست و بس! شاید بپرسید خوب برای چی مشخصه این چند سال و کنار هم بزارید به راحتی متوجه می شید. 

علی رغم (شاید مردم دیگر کشورها) مردم ما یه اعتقادات و فرهنگ هایی دارن که مثلا در صورت دخالت دیگر کشورها مردم تحریک می شن و موضع می گیرن یادتونه موقع ۲۲ بهمن چند سال پیش؟که ما رو بوش محور شرارت نامید اونم نتیجش بود و ...

پس اونایی که می خوان انتخابات داغ بشه باید منتظر بوش باشن که یه موضع تند دیگه بگیره و و قس علی هذا وگرنه با این وضعیتی که من می بینم خبری خاصی نمیشه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:46  توسط آرمان  | 

 

فان حزب الله هم الغالبون

آینده ازآن حزب اللهی هاست؟

آیا با همه گرفتاریها و فشار های داخلی و بین المللی آینده از آن آن هایی خواهد شد که سال ها رنج و سختی را به امید فرجی و به دستور ولیی و به عشق امیری تحملی کرده اند.

آیا خواهیم دید؟

الهی این وعده را در زمان حیات ما صادق کن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 14:17  توسط آرمان  | 

 

امروز با شنیدن خبر استعفای لاریجانی، با بررسی اجمالی پرونده احمدی نژاد، یهو این به ذهنم خطور کرد که آیا احمدی نژاد عامل بیگانه است؟!

در کتابی می خوندم که سازمان سیا جاسوسانی را در سطح بین المللی تربیت می کند و یا برمی گزید و با حقوقی کلان برای روز مبادا از آن ها بهره برداری می کند، مثلا گفته می شود که بنی صدر از این گونه جاسوسان بوده که با فریب و نیرنگ« بنی صدر صد در صد» را به زبان مردم جاری کرد و رای آورد و همه چیز را به هم  زد.

کی می دونه که بالاخره مساله بن لادن  و القاعده از کجا سرچشمه می گیره؟ یه بررسی کوچک به راحتی نشون می ده که این ها در ظاهر مخالف امریکا هستند ولی با شیوه های نادرستشان کاری می کنند که دشمنان اسلام می خواهند؟

واقعیت احمدی نژاد رییس جمهور محبوب کجاست؟ کجا بوده و این نظام را به کجا می برد؟

طرح های احمدی نژاد را از جنبه دیگر بنگریم؟ از نوع رای آوردنش که امت حزب اللهی را به صحنه کشاند تا این همه معضلاتی که با آن دست و پنجه نرم می کنیم؟ گرانی؟تورم؟ ترافیک؟معضلاتی اجتماعی و فرهنگی؟ بحران هايي كه در سطح بين المللي براي ما ايجاد شده و...

آیا می شود این ها را از این باب دید که ایشان می خواهند تکلیف حزب اللهی ها را یک سره کنند؟ تا دیگر جایی برای بروز و عرضه نداشته باشند؟

آیا او عامل بیگانه و یا جاسوس موساد و سیا و ... نیست؟

در مطلب بعدی خواهم گفت...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 12:14  توسط آرمان  |